تبليغاتX
اردکان، نگین کویر ما
 

قانونی که باید در اردکان اجرا شود

تاریخ انتشار: پنجشنبه 1391/03/04 - ساعت 12:50 - سید حسین پایدار اردکانی - ارسال به فیس‌بوک

شاید همه شما در طول شبانه روز و در سطح شهر، با تصاویری اینچنینی مواجه شده اید. خانه های مخروبه یا زمینهای رها شده ای که محل ریختن زباله و نخاله های ساختمانی شده و یا دیوارهای نیمه مخروبه و قدیمی ای که هر لحظه با وزش بادی تند یا بارانی شدید، امکان فروریختنشان میرود و خطری بالقوه برای همه شهروندان مسوب می شوند.

بیش از 30 سال است که این زمین مخروبه و این دیوار به همین شکل در ضلع جنوب شرقی میدان آیت الله خاتمی(ره) رها شده و خود شما ببینید که چگونه هم این دیوار برای عابرین و خودروها خطر ساز است و هم منظره زیبای میدان و ورودی شهر را از سمت یزد خراب کرده است. پیشنهاد من به شهردار محترم این است که برای شروع این طرح قانونی و به صورت نمادین از همین زمین و دیوار آغاز نمایند چرا که می ترسم سازمان میراث فرهنگی کم کم متولی حفظ این دیوار قدیمی شود!!!

امروزه، شهرداریها در همه شهرهای بزرگ و رو به پیشرفت، اهمیت فوق العاده ای به زیبا سازی شهر و حفظ زیبایی بصری شهروندان می دهند و از تمامی عواملی که منجر به از بین رفتن دید زیبا و منظره خوشایند شهر می شود ، طبق قانون شهرداری ها ، جلوگیری می کنند.


قانون به همه شهرداری ها این اجازه را داده تا با اخطار به صاحبین املاک مخروبه و رها شده و اماکنی که تصاویر آن را هم در همین پست می بینیم، نسبت به حصار کشی و دفع خطر از شهروندان اقدام کنند و در صورت عدم توجه به اخطار قانونی شهرداری، این نهاد اجتماعی موظف است ضمن اقدام در جهت رفع این موارد، هزینه حصار کشی و دفع خطر از شهروندان را نیز از صاحب یا صاحبین املاک اینچنینی اخذ نماید.

در شهر اردکان، متاسفانه موارد اینچنینی فراوان به چشم می خورد. زمینهای رها شده ای که معدن زباله و نخاله شده و جایی است برای رشد و نمو حیوانات موزی و گشت و گذار شبانه سگها و گربه ها و دیوارهای رها شده ای که هر لحظه برای شهروندان خطر آفرین است.


در جلسه اخیر شورای مشاورین شهرداری با شهردار محترم، به صورت جدی در خصوص این معضل شهری بحث و گفتگو شد و مقرر شد تا شهرداری ابتدا از طریق جراید و نشریات محلی و همچنین با کمک از فعالین فضای مجازی و نصب بنر و...نسبت به اطلاع رسانی به صاحبین این املاک و ارائه  هشدارهای قانونی در مدتی معین به ایشان جهت رفع این مشکل اقدام نماید و در صورت پایان مهلت مقرر و عدم رعایت قانون از سوی این عزیزان، شهرداری اردکان طبق قانون در خصوص این زمینها و املاک اقدام خواهد نمود.


امیدوارم با عزم جدی شهردار محترم و همکاری همه دوستان و نهادها و احساس مسئولیت شهروندان در قبال داشتن شهری زیبا و عاری از آلودگی و خطر، این بند معطل مانده قانونی در شهر اردکان به زودی به مرحله اجرا در آمده تا شاهد ثمرات آن در سطح شهر باشیم.


حلول ماه رجب و میلاد امام محمد باقر(ع) مبارک باد

تاریخ انتشار: چهارشنبه 1391/03/03 - ساعت 9:7 - سید حسین پایدار اردکانی - ارسال به فیس‌بوک


تجلیل سید محمد خاتمی از شهید محمد جهان آرا

تاریخ انتشار: سه شنبه 1391/03/02 - ساعت 22:36 - سید حسین پایدار اردکانی - ارسال به فیس‌بوک


در آستانه سوم خرداد و سی امین سالروز حماسه آزادسازی خرمشهر قهرمان - خانواده سردار رشید اسلام شهید محمد جهان آرا با سید محمد خاتمی دیدار کردند و ایشان به رسم یادبود و به عنوان تجلیل از مقام والای این شهید بزرگوار دیوان حافظ مزین به یادداشت خود را به این خانواده عزیز تقدیم کردند.

متن یادداشت سید محمد خاتمی بر دیوان حافظ اهدایی به خانواده شهید جهان‌آرا:

به یاد عزیز بزرگواری که ایمان او چون کوه، مقاومتش چون آسمان و دلش دریا بود. شهید والا مقام محمد جهان‌آرا که یاد و نامش همواره زنده است. درود بر او و همه شهیدان گلگون کفن که عظمت ملت و کشور مدیون آنان است.

سید محمد خاتمی


هشدار

تاریخ انتشار: سه شنبه 1391/03/02 - ساعت 12:54 - سید حسین پایدار اردکانی - ارسال به فیس‌بوک

با خبر شدم که در آستانه سوم خرداد- سالروز آزادسازی خرمشهر عزیز- برخی دیدگاههای سلیقه ای و تنش آفرین در شهر همجوار، قصد فعال شدن دارند و اینبار میکوشند تا با استفاده ابزاری از تمثال مبارک شهدا - که در حقیقت نوعی بی احترامی به خون پاک این شهیدان است- ، تنشی تازه و موج آفرینی جدید در محدوده و حریم اردکان به پا کنند.

ظاهراً فنداسیونهایی جهت نصب تصاویر شهدای جاودانه و عزیز میبد در محدوده اردکان( حد فاصل میدان شفق تا پل مروارید - بلوار سردار شهید اسلام دهستانی) تعبیه شده و قرار است تصاویر این عزیزان در این محل نصب شود.

البته به ظاهر تعدادی از این تصاویر نصب شده در محدوده اردکان توسط مردم ، با عزت و احترام، برداشته شده تا بیش از این برخی افراد ناآگاه قصد استفاده ابزاری از تصویر و حرمت خون شهدا برای تنش آفرینی و انجام اقدامات فراقانونی را در ذهن خود نپرورانند.

دستور صریح معاونت سیاسی امنیتی استاندار در این محدوده، عدم اجرای هر گونه طرح عمرانی و اجرایی برای جلوگیری از تنش و سوء استفاده های احتمالی است. حال باید دید چه فرد یا افرادی پشت این اتفاق و رخداد تازه هستند. 

البته اطمینان دارم با درایت دلسوزان دو شهر و تدبیر صورت گرفته و حرکت بر مدار آرامش و قانون، این موضوع نیز به روال عادی خود باز خواهد گشت.


" بیت المقدس " با رمز " یا علی ابن ابی طالب"

تاریخ انتشار: سه شنبه 1391/03/02 - ساعت 11:24 - سید حسین پایدار اردکانی - ارسال به فیس‌بوک

"خرمشهر را خدا آزاد کرد" . این جمله زیبای امام راحل(ره)، شاید آشنا ترین جمله ای باشد که در طول این سالها در رابطه با آزادسازی خرمشهر عزیز و بازگشت آن به خاک ایران اسلامی به گوشمان خورده است. سوم خرداد سال 61 ه.ش بود. سی سال پیش. عملیات بیت المقدس با رمز" یا علی ابن ابیطالب" در 10 اردیبهشت همان سال و با همکاری مشترک نیروهای ارتش و سپاه به فرماندهی شهید صیاد شیرازی و محسن رضایی و با حضور آیت الله شهید صدوقی در محل آغاز این عملیات، و به منظور بازپس گیری بخش عمده ای از خاک کشور عزیزمان که به اشغال ناجوانمردانه دشمن در آمده بود، آغاز شد.

رشادتهای رزمندگان پرتوان اسلام و جوانان غیور ایران عزیز در این عملیات، منجر به آزادی خرمشهر، اسارت بیش از 30 هزار نیروی دشمن و تقویت روحیه رزمندگان اسلام و خوشحالی مردم رشید ایران شد. خرمشهر، این شهر مقاومت و ایثار، و این مظهر شهادت و پایمردی، از چنگال دشمن بعثی، پس از قریب 600 روز اشغال، رهایی یافت و غیورمردان میهنمان، بر بلندای مسجد جامع این شهر، پرچم سه رنگ ایران زمین را به اهتزاز در آوردند.

یاد رشادتها و از جان گذشتگیهای شهدای عزیزمان و ایثارگران سرفراز آن دوران و همچنین سردار شهید اسلام، شهید محمد جهان آرا را گرامی می داریم و به پیشگاه همه عزیزان و دولتمردانی که در آن روزهای سخت، و با وجود جنگی تمام عیار، ایران عزیز را به بهترین نحو اداره می کردند، سر تعظیم فرود می آوریم .

امیدوارم، آنان که دم از شهید و شهادت می زنند و با استفاده ابزاری از این خونهای ارزشمند و این جانهای عاشق، به نان و نوایی رسیده اند و امروز، کارشان به جایی کشیده که در برابر مردم و محبین آنها قد علم میکنند، بفهمند که شهدا رفتند، تا آزادی و استقلال و جمهوری اسلامی را به معنی واقعی کلمه به مردم هدیه کنند و نفرت از دین به دنیا فروشان متظاهر خشونت طلب را به گوش دنیا فریاد کنند و بگویند که راه سرخ شهادت، راه عشق است و مهر و مردم داری و پاسداشت حرمت و حقوق مردم و پرهیز از جبر و خشونت و سلیقه گرایی و دین به دنیا فروشی.


مظلوم اردکانی، استاد نمونه کشوری

تاریخ انتشار: سه شنبه 1391/03/02 - ساعت 10:8 - سید حسین پایدار اردکانی - ارسال به فیس‌بوک

            

با خبر شدم که استاد گرانقدر و فاضل جناب آقای " دکتر مظلوم اردکانی" به عنوان استاد نمونه کشور عزیزمان انتخاب شده اند.

افتخار آشنایی با این عزیز بزرگوار را ، امسال و در جریان نظرخواهی از بزرگان، پیرامون برنامه چهارساله جناب آقای دکتر تابش پیدا کردم و چند ساعتی را در شهر یزد از محضر پرفیض ایشان بهره بردم.

حقیقتاً اردکان و اردکانیها باید به وجود چنین بزرگوارانی افتخار کنند و از پتاسیل علمی و دانش و آموزه های والای این عزیزان به نحوی شایسته برای آموزش نسل جوان بهره برداری شود.

به این استاد ارجمند، کسب این موفقیت را شادباش گفته و برایشان طول عمر با عزت و سربلندی و سعادت مسئلت دارم.


گفتگوی مهم " دکتر محمد رضا تابش" با پایگاه خبری اعتدال

تاریخ انتشار: سه شنبه 1391/03/02 - ساعت 8:54 - سید حسین پایدار اردکانی - ارسال به فیس‌بوک

دکتر محمد رضا تابش:

چه کسی گفته است که در این دولت باید هدفمندی یارانه ها به اتمام برسد؟

هدفمندی یارانه ها کار درستی است ، اما قانون گریزی دولت در اجرای آن امری نادرست است

دولتی که توان رفع چالش ها و تنگناهای خود را ندارد،  ضرورتی ندارد که با مجلس هم در بیفتد ، مدیرانش امنیت نداشته باشند ، امنیت شغلی را از کادر اجرایی خود دریغ کند و دائم آدم عوض کند و یا مسئولینی که مردم به آنها اقبالی ندارند و حاشیه سازند ، به کار بگماراند

خیلی از اظهار نظرهای رییس جمهور و نزدیکانش باعث ایجاد چالش و ناراحتی علما شده است و اعتراض آنها را بر انگیخته است

 این دولت می توانست کشور را جوری اداره کند که علما اعتراض نکنند و مردم اینقدر در تنگنای معیشتی نباشند و این گسست بین مجموعه حاکمیت و دولت را شاهد نباشیم.

دنیا دار مکافات است ؛ الان کسانی که معترض هستند باید ببینند در یک مقطعی چرا اینقدر چشم بسته از دولت حمایت کردند و علیرغم موارد و انتقادات وارد بر دولت که بسیاری از دلسوزان امتحان پس داده نظام ، ابراز کردند ؛ چرا هیچ حرفی را نپذیرفتند

در مدت باقی مانده از عمر دولت ، اگر آقایان با اوضاع و عملکرد فعلی به پیش بروند ، آینده ی خوبی را شاهد نخواهیم بود

اصولگرایان با توجه به اختیار داشتن سه قوه ، خیلی بیشتر از دعوای جناح اصلاح طلبان و اصولگرایان ، در میان خود درگیری دارند و منتاسفانه رضایت مردم را در نظر نمی گیرند...


پانزدهمین سالروز " حماسه دوم خرداد" گرامی باد

تاریخ انتشار: دوشنبه 1391/03/01 - ساعت 12:28 - سید حسین پایدار اردکانی - ارسال به فیس‌بوک

                آپلود

" خرداد" دیگری از راه رسید، با همه خاطره های تلخ و شیرینش. انگار سرنوشت ماهها هم، مثل انسانها، آنگونه رقم خورده، که برخی، حامل حوادث و رویدادهایی منحصر به فرد و نقاط عطفی ماندگار هستند. " خرداد" ، از آن دسته است.

مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای( مد ظلّه العالی) " دوم خرداد" 76 را – به واسطه نقش آفرینی موثر مردم  و حضور پرشورشان در تعیین سرنوشت کشور و تداوم مسیر انقلاب اسلامی و انتخاب اندیشمند فرزانه ای که جهان را با نظریه " گفتگوی تمدنها" به تحسین واداشت-، " حماسه" نامیدند و الحق و الانصاف که چنین تعبیری، شایسته این روز بزرگ است.

در حالی در آستانه پانزدهمین سالروز این واقعه تاریخی قرار داریم، که بیش از هر زمان دیگر، بازگشت به آرمانهای مردم رشید و آگاه ایران در دوم خرداد- که همانا تداوم آرمانهای انقلاب شکوهمند اسلامی و تبلور شعارهای اصیل استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بود- ضروری به نظر می رسد.

" دوم خرداد" نقطه عطفی در تاریخ ایران زمین است. رویدادی که سر آغازی شد بر نهادینه شدن حرکت نوین " مردم سالاری دینی" در این مرز و بوم.

" دوم خرداد"، تداوم مسیر رهایی بخش و استبداد ستیزانه انقلاب شکوهمند اسلامی ایران و آغاز دوباره ای بود بر " نه " گفتن به استکبار و استبداد و تفاخر و اقتدارگرایی.

" دوم خرداد" ، به ما یادآوری کرد که میشود، "حاکمیت" را به نقد کشید و از او "سوال" پرسید  و توقع "پاسخ" داشت.

" دوم خرداد" به یادمان آورد که  مردم هستند که ارباب واقعی حکومتند و این حکومت است که رعیت مردم است.

"دوم خرداد" در زمزمه ای دوباره به گوشمان خواند که میشود یک شهروند عادی بود، اما در برابر رییس جمهوری ایستاد و بی واهمه بر سر او فریاد زد و از او مطالبه نمود و مورد پیگیرد و بازخواست و فشار و تهدید و حبس قرار نگرفت.

"دوم خرداد" به ما یادآور شد که، آزادی و دموکراسی، نه گرفتنی است و نه دادنی، بلکه آموختنی است و نیاز به تمرین و ممارست دارد.

"دوم خرداد" به گوشمان دوباره خواند که برای دستیابی به یک "جامعه مدنی" مبتنی بر دین مداری و ارزشهای انسانی، باید به مردم اعتماد کرد و نقش محوری آنان در پیشبرد امور را سرلوحه خود قرار داد.

"دوم خرداد" ، " نه" ای دوباره بود به دروغ، به تزویر، به نیرنگ، به تفاخر اربابان قدرت، به نادیده انگاشتن حق مردم در حاکمیت، به دین ستیزی و دین به دنیا فروشی.

"دوم خرداد" سلامی دوباره بود به اسلام رحمانی و ناب محمدی، به اخلاق انسانی، به مردم، به ایران و به آرمانهای اصیل جمهوری اسلامی.

"دوم خرداد" تکرار اصل بی بدیل " ایران برای همه ایرانیان" و آغاز دوباره حاکمیت قانون بر سرنوشت انسانها و رواج انسانیت و مدنیت در سرتاسر ایران اسلامی بود.

یاد همه نقش آفرینان و حماسه سازان این روز بزرگ و تاریخی را گرامی می داریم و به پیشگاهشان سر تعظیم فرود آورده و از خدای یکتای بیهمتا می خواهیم تا موانع و گرفتاریهای پیش روی این عزیزان را با لطف و عنایت خود برطرف نموده تا همه با هم به پیشرفت و سربلندی این دیار و این نظام بیاندیشیم.

در آستانه این روز بزرگ، یاد همه شهدای راه آزادی میهن و امام راحل عظیم الشان(ره) را گرامی می داریم و به جان عاشق و اندیشه والا و قلب مهربان و چهره همیشه خندان معمار گفتگوی تمدنها و اندیشمند فرزانه دیارمان جناب حجه الاسلام و المسلمین " سید محمد خاتمی" درود می فرستیم و از درگاه خداوند مهربان، طول عمر با عزت و سلامتی و سربلندی روز افزون ایشان را آرزو داریم.

                                                                         گمان مبر که به پایان رسید کار مغان

                                                                          هزار باده ناخورده در رگ تاک است

 


نشست کارگروه فرهنگی شهرداری اردکان

تاریخ انتشار: دوشنبه 1391/03/01 - ساعت 9:1 - سید حسین پایدار اردکانی - ارسال به فیس‌بوک

سومین نشست کارگروه فرهنگی شهرداری اردکان با حضور اکثریت اعضاء و شهردار اردکان، راس ساعت 19 مورخ 31/2/1391 در محل دفتر شهردار، برگزار شد.

در این نشست که 2 ساعت به طول انجامید، در خصوص مباحث ذیل ، بحث و گفتگو شد:

1-       بررسی و گفتگو پیرامون نحوه برگزاری مراسم جشن بزرگداشت مقام زن در پارک آزادی اردکان.

2-       گفتگو پیرامون طرحها و پروژه های آتی شهرداری که در روز 29 خرداد برابر با بعثت مبارک حضرت رسول(ص) به بهره برداری خواهد رسید. از جمله بهره برداری از بازارچه احیاء شده مزرعه سیف، نصب المانهای شهری مانند المان میدان شهداء و....

3-       بررسی چگونگی ساخت فیلم و سرود ویژه اردکان توسط هنرمندان بومی: توضیح اینکه مقرر شد تا با فراهم آوردن مقدمات لازم و بررسی همه جوانب امر، نسبت به ساخت یک فیلم تبلیغاتی در خصوص پتانسیلها، پیشرفتها و دستاوردهای اردکان در همه زمینه ها جهت نمایش در همایشها و مراسم گوناگون و اهداء به میهمانان شهرداری به منظور معرفی هر چه بهتر اردکان اقدام شده و همچنین کار تهیه " سرود اردکان" با شعر و موسیقی و تصاویر مربوطه به این دیار نیز در دستور کار قرار گیرد.

4-       در این جلسه همچنین به بحث و بررسی موضوع زمینهای رها شده، دیوارهای قدیمی و ساختمانهای مخروبه سطح شهر نیز پرداخته شد  و مقرر گردید با توجه به قوانین موجود، شهرداری اردکان، ابتدا طی مدت 1 تا 2 ماه آینده، از طریق جراید و رسانه های محلی و اطلاع رسانی میدانی، نسبت به ارائه هشدارهای لازم به مالکین جهت حضار کشی و رفع خطر و زیبا سازی اینگونه اماکن  اقدام نموده و سپس در صورت مشاهده چنین مواردی، وفق قانون شهرداریها، اقدام نماید.

5-       در این نشست همچنین در خصوص طرحهای زیبا سازی شهری، نوسازی محوطه باغ ملی و  بحث فرهنگ سازی در خصوص معرفی خدمات شهرداری به کودکان و نونهالان گفتگو و تبادل نظر شد.


نشست گرامی داشت " دوم خرداد" با حضور سید محمد خاتمی

تاریخ انتشار: یکشنبه 1391/02/31 - ساعت 18:1 - سید حسین پایدار اردکانی - ارسال به فیس‌بوک

 "اصلاحات افتخار می کند که در حد توان خود البته نه در حد مطلوب فضا را باز کرد تا هر کس نظری دارد ابراز کند، چرا که معتقد بود که محدود کردن اندیشه و بیان و سلب حقوق اساسی مردم منجر به بروز مشکلات سهمگین می شود و چه بسا که محدود شدگان نه با کلام که با زبان تخریب و حتی سلاح سخن بگویند. امری که کم و بیش همه نظام های مستبد گرفتار آن شده اند."

       آپلود

 جمعی از جوانان، فعالان سیاسی، هنرمندان و روزنامه نگاران، در آستانه دوم خرداد با سید محمد خاتمی دیدار و گفت و گو کردند.

در این دیدار حاضران با تبریک سالگشت دوم خرداد و تجدید خاطره آن، در تحلیل وضعیت کنونی جامعه، دفاع و انتقاد از اصلاح طلبی و رفتارهای اصلاح طلبان، لزوم فعال تر شدن اصلاح طلبان در فضای مجازی با توجه به تنگناهای موجود، اهمیت نقش جوانان پرشور و امید در این سال ها و هزینه هایی که پرداختند، دست آوردهای این دوران در کنار توقعات برآورده نشده، نگرانی از ادامه بازداشت ها، حبس ها و حصرها، تأیید یا انتقاد نسبت به مواضع سید محمد خاتمی، لزوم حرکت در چارچوب قانون اساسی و در عین حال ذکر عواملی که به یأس و دلسردی می انجامد مطالبی از سوی جوانان حاضر بیان شد که ان شاء الله گزارش مبسوط آن در مجالی دیگر بازگو خواهد شد.

در حاشیه این دیدار کیکی به مناسبت پانزدهمین سالگشت دوم خرداد بریده شد و لوح تقدیری با امضاء جوانان در بزرگداشت حماسه سوم خرداد و آزادی خرمشهر و گرامی داشت یاد شهید سرافراز محمد جهان آرا به خانواده آن عزیز اهدا گردید.

آن گاه رئیس جمهوری سابق ایران بیاناتی به شرح زیر ایراد کرد:

 

                                                           "بسم الله الرحمن الرحیم

قبل از این که از دوم خرداد بگوییم لازم می دانم که سالروز حماسه آزادی خرمشهر را که مظهر عزت و سربلندی ملت و حاصل معجزه مقاومت برخاسته از ایمان یک ملت بود تبریک بگویم و یاد همه شهیدان بخصوص بزرگان و فداکارانی که نامشان با نام بلند خرمشهر پیوند خورده است چون شهید جهان آرا و شهید موسوی را گرامی بداریم.

و نیز امیدوارم دور دوم مذاکرات هسته ای که در سالروز این حماسه بزرگ صورت می گیرد به نتیجه مطلوبی که عزت و مصلحت ملت در آن است برسد و تهدیدها و فشارها را روی ملت ما کم کند یا ان شاء الله بر دارد.

به دوم خرداد نباید به عنوان یک واقعه ای که نظیر آن بارها در انقلاب اسلامی رخ داده است نگریست و درباره شخص و اشخاص سخن گفت، بلکه دوم خرداد را باید به عنوان تجلی اراده و خواست تاریخی مردم دید.

در دوم خرداد حادثه ای غیرمترقبه رخ داد که عامل اصلی آن مردم بودند و عاملیت مردم هم نه با اعمال فشار، بلکه با مسالمت و با ابراز رأی آگاهانه تحقق یافت.

به عبارت دیگر خواست تاریخی مردم و امید به تحقق آن دوم خرداد را رقم زد، نه این که ملت فقط یک تفنن سیاسی کرده باشد.

ادعای من این است که دوم خرداد حاصل مواجهه دو دیدگاه، دو طرز تلقی از انقلاب و جمهوری اسلامی و دو تشخیص اولویت و دو نقطه نظر درباره مصالح و امنیتی ملی و جایگاه مردم نسبت به قدرت بوده است و کسانی که رأی داده اند یا اغلب آنان، توجه به این اختلاف دیدگاه و نظر داشته اند.

در همین جا بگویم که من احترام زیادی برای جناب آقای ناطق نوری قائلم. ایشان از چهره های ارزنده و با سابقه و روشن بین و خیرخواه هستد. وقتی می گویم دو دیدگاه به هیچ وجه در صدد نفی و حتی نقد دیدگاه های شخصیت عزیزی چون آقای ناطق نوری نیستم، ولی در جریان انتخابات به حق یا ناحق هر کدام از نامزدها به عنوان نماینده دیدگاه و رویکردی خاص معرفی شدند و ادعای من این است که رأی مردم بیش از آن که به شخص باشد به دیدگاه تعلق گرفت.

فکر و شخصی در جریان انتخابات پیروز شد که شعارهایی متفاوت و رویکردی خلاف آنچه جریان داشت مطرح کرد و با این که جز در میان بخشی از نخبگان و خواص در میان توده مردم چندان شناخته شده نبود یا کمتر شناخته شده بود در مدت دو سه ماه با حضور در میان مردم و طرح رویکردها و دیدگاه های خود مورد استقبال غیرمترقبه قرار گرفت و سکان اجرایی کشور به دست او سپرده شد.

بعد از دوم خرداد ادعا شد که مردم از همه چیز راضی بودند، جز از مدیریت موجود و اوضاع اقتصادی و در واقع مردم رأی به تغییر شیوه مدیریت و بخصوص در بخش اقتصادی داده اند! ولی این ادعا باطل است، زیرا در جریان انتخابات معلوم شد که من به دولت و ریاست دولت وقت نزدیک ترم تا رقبای من و تازه اگر مشکلات فقط اقتصادی بود که دیگران بیشتر شعار اقتصادی داده بودند و راه کارهای حل آن را نیز بیان می کردند.

من نیز معتقدم نارضایتی وجود داشته است، ولی به این معنی که در متن جامعه ذهنیت و نیازهایی وجود داشته است که نظام با رویکرد رایج نتوانسته است به آن پاسخ بگوید و برای حل مشکل دو راه متصور کرده است. یکی براندازی نظام و دیگر اصلاح رویکردها و سیاست ها با حفظ نظام و مطمئنا مردم ما هم به دلیل دلبستگی به اصل انقلاب و نظام و نیز به دلیل پرهیز از تنش و مشکلات ناشی از آن میل خود را به اصلاح در درون نظام نشان دادند که عین مدعای ما است.

استقبال نخبگان و تحصیل کرده ها و بخش مهمی از طبقه متوسط جامعه قطعا نشان از همدلی و همراهی آنان با شعارهایی دارد که در جریان انتخابات هفتم ریاست جمهوری شنیدند و توده های مردم هم بدون تردید فطرت و ذهن تاریخیشان خواستار آزادی، استقلال و پیشرفت بود و البته اکثریت هم این همه را سازگار با موازین و معیارهای دینی خود می خواستند و شعارها و رویکرد یک طرف را نزدیک تر به آنچه وجدان می کردند دیدند.

گرچه بهبود وضع زندگی و کاهش تبعیض و ناروایی ها همواره مورد نظر مردم بوده است، ولی خودآگاه یا با درک فطری آزادی های اساسی را نیز طلب می کردند و بخصوص مصرف بی رویه دین و ارزش های انقلاب و سرمایه های معنوی در مسیر سلایق خاص را نمی پسندیدند.

وقتی شعار مردم سالاری سازگار با دین، جامعه مدنی، آزادی های اساسی و در کنار آن پیشرفت همگام با عدالت و اخلاق و معنویت داده شد این احساس پدید آمد که بسیاری از دردها ممکن است درمان شود یا کاهش یابد.

این نکته را نیز از نظر دور نداریم که جامعه بشری همواره در معرض تحول و تغییر بوده است و گرچه این تغییر و تحول فراز و فرودهایی داشته،‌ ولی معدل آن سیر به سوی آزادی و احساس شخصیت مردم و شناخت حقوق اساسی و تلاش برای تحقق آن ها بوده است.

اما آنچه تحولات روزگار ما را از تحولات بطئی گذشته ممتاز می کند اولا سرعت تحولات است و ثانیا بیشترین تأثیری که آگاهی و اراده مردم در این تحولات دارد یعنی تحولات در همه جا کم و بیش تبلور خواست و اراده ملت ها است.

و ملت ما هم چنانکه بارها گفته ام بیش از یکصد سال است که در التهاب تحول به سر می برد و اگر هم احیانا تلاشهایش به ثمر نرسیده و ناکام مانده است هیچ گاه دست از طلب نداشته است. اصلاحات ادامه همین حرکت تاریخی است،‌ چنانکه خود انقلاب بزرگ اسلامی فرازی بلند از این تحول تاریخی بود.

من اعتقاد دارم که مردم آگاهانه رأی دادند، با این ملاحظات:

۱- مردم به هیچ وجه خواستار بر هم زدن اوضاع و دگرگونی اساسی نبودند. به هیچ وجه در اکثریت نشانی از رویگردانی از اصل انقلاب و حاصل آن جمهوری اسلامی نبود. به نظام و کشور خود دلبسته بودند. البته مسلما عده ای بوده و هستند که این وضع را و انقلاب را قبول نداشته و ندارند ولی تردید نکنیم که این عده در اقلیت بوده و هستند. به علاوه من معتقدم که غالب این افراد هم خواستار انقلاب دیگر و تغییرات اساسی نبودند، ولی به هر حال اکثریت قاطع مردم دلبستگان به اصل نظام جمهوری اسلامی بودند و مگر نه این که بخش مهم کسانی که در دوم خرداد به رویکرد موفق رأی دادند از مؤمنان و شهید دادگان و فداکاران و کسانی بودند که در پای بندی شان به دین و نظام و انقلاب تردید نمی توان کرد؟

۲- مردم خواستار تغییر بودند و تغییر مورد نظر اصلاح سیاست ها و روشها در درون نظام بود،‌ بخصوص که از شعارهای عمده قانون گرایی و بخصوص استقرار کامل و درست قانون اساسی بود. و مردم هم احساس می کردند که علی رغم تلقی از قانون اساسی و القائات نادرست و نادیده انگاشتن آن در بسیاری از موارد همین قانون اساسی ظرفیت های معنوی و نادیده انگاشته شده یا به هر حال معطل مانده ای دارد که اگر به آن ها اهتمام شود وضع کشور و جامعه بهبود اساسی خواهد یافت. بخصوص بخش مهم حقوق ملت. البته شعار عدالت هم جذاب بود، یعنی این که جامعه نیازمند توسعه است و راز و رمز اعتلاء کشور و میهن و زندگی مردم و تقویت انقلاب توسعه موزون است،‌ ولی ما می گفتیم در کنار آن باید عنصر عدالت را نیز مورد اهتمام قرار داد و مبادا که عدالت اجتماعی و اقتصادی در روند توسعه قربانی شود و مردم احساس کردند تضاد و دوگانگی عدالت و توسعه با تلفیق این دو از میان برخواهد خواست.

پس روح دوم خرداد تحول خواهی آگاهانه مردم بود با این دو اصل که:

۱- قبول نظام

۲- اصلاح امور با موازین مورد نظر انقلاب و طبق قانون اساسی.

به هر حال اصلاحات با توجه به پیشینه روشنش در ایران دوباره هم مطرح شد و مورد اقبال قرار گرفت، منتهی از درون و بیرون جریانی را که مردم روی کار آورده بودند با مشکلاتی روبرو شد و موانعی بر سر راه تداوم آن پدید آمد که به نظر من یک درد مزمن تاریخی یعنی استبداد زدگی دیرپا در کشور و تاریخ ما چنان است که به محض این که فضا باز می شود با غلبه احساسات بر عقلانیت فضای آزاد به میدان ستیز میان جناح های مختلف که در جنبه سلبی مشترک و در جنبه ایجابی اختلاف دارند یا دچار سوء تفاهمات فراوان اند می شود، چنان که بعد از مشروطیت، بعد از ۲۰ شهریور و حتی بعد از انقلاب شاهد آن بوده ایم که حتی در مواردی به درگیری های خونین نیز انجامیده است و البته دشمنی که پیشرفت و سربلندی کشور و ملت را نیز نمی خواهد از این فضا حداکثر سوء استفاده را کرده است و دوباره فضا بسته شده است.

اصلاحات اخیر را نیز نمی توان از این حکم مستثنی داشت.

بدون تردید آسیب شناسی اصلاحات و میزان انطباق شخصیت و تدبیر مسؤولان اصلاح طلب با اصل و مایه اصلاحات که ریشه در تاریخ و دین و جامعه دارد امری لازم است. در این زمینه کارهایی شده است ولی کافی نیست. و می دانیم که از مشروطیت تاکنون هربار شوری، امیدی و تحرکی در جامعه ایجاد شده است با مشکلات بزرگی مواجه بوده ایم.

بدون تردید عادت یا عادات تاریخی جامعه استبداد زده یکی از عوامل مهمی است که مانع تحقق خواست تاریخی مردم که به طور مشخص و مشترک در همه دوران ها،‌‌ آزادی، استقلال و پیشرفت بوده است می شود و جامعه دچار انحراف می گردد یا بهتر بگوییم زمینه مناسب برای موفقیت ضد اصلاحات پدید می آید و ضد اصلاحات یعنی واپسگرایی در عرصه اندیشه، عوام فریبی در عرصه اجتماعی و استبداد در عرصه سیاسی.

من با تجربه این سال ها می خواهم به یک آسیب و آفتی که اصلاحات با آن مواجه شد اشاره کنم.

یکی از عمده ترین عواملی که جامعه اصلاح طلب ما را قانع کرده بود که اصلاح طلبان را برگزینند شعار «آزادی» بود. آزادی به معنی دقیق سیاسی و حقوقی کلمه و عمدتا به معنی حق حاکمیت بر سرنوشت و امکان اعمال این حق و پذیرش لوازم آن بخصوص از سوی کسانی که به نمایندگی از ملت قدرت را در دست می گیرند و هرگز نباید آن را با ولنگاری و بخصوص ولنگاری اخلاقی یا هرج و مرج طلبی اشتباه کرد. امکان این اشتباه سبب ابراز بزرگترین سفسطه ها و مغلطه ها علیه اصلاحات و آزادی خواهی شده است.

آزادی از سوی دیگر با قانون و قانونگرایی هم عنان است و از همین جا با آنارشیسم راهش جدا می شود. البته در یک جامعه آزاد و رشد یافته قانون نیز حق اندیشیدن و انتخاب کردن و حق آزادی بیان و آزادی اجتماعات را به رسمیت می شناسد و دولت و قدرت را مکلف به رعایت این حقوق می کند.

به هر حال «آزادی» از محوری ترین شعارهای دوم خرداد بود و چنان که می دانیم آزادی پایه اول شعار اصلی انقلاب یعنی آزادی، استقلال و جمهوری اسلامی نیز بود چنان که آزادی و مقابله با استبداد و مهار آن شاه بیت جنبش مشروطیت بود و می دانیم که وقتی فضا باز شد خیلی ها حرف می زنند و صداهای تازه و متفاوتی شنیده می شود و بخصوص در جوامعی که قرن ها تحت سلطه استبداد بوده اند وقتی فضای تنفس باز می شود چه بسا شاهد افراط و تفریط هم خواهیم بود. منتهی اگر حکومتی واقعا آزادی خواه باشد و آزادی را مایه پیشرفت و حتی امنیت پایدار و رشد و توسعه جامعه بداند باید با درایت حتی هزینه های فضای باز و آزاد در کوتاه مدت را تحمل کند تا آزادی و آزادزیستن و قواعد آن در جامعه نهادینه شود و افراد عادت کنند که چگونه می توان آزاد بود و از آن پاسداری کرد و دچار هرج و مرج و ولنگاری هم نشد.

اصلاحات افتخار می کند که در حد توان خود البته نه در حد مطلوب فضا را باز کرد تا هر کس نظری دارد ابراز کند، چرا که معتقد بود که محدود کردن اندیشه و بیان و سلب حقوق اساسی مردم منجر به بروز مشکلات سهمگین می شود و چه بسا که محدود شدگان نه با کلام که با زبان تخریب و حتی سلاح سخن بگویند. امری که کم و بیش همه نظام های مستبد گرفتار آن شده اند.

به هر حال آزادی به معنی درست آن از شاه بیت های مطالبه تاریخی ملت و از محورهای اصیل اصلاحات بوده است و هنوز هم می گویم «زنده باد مخالف» من یک شعار بنیادین است.

ولی آن چه رخ داد این بود که بسیاری از مطالبی که به نظر ما و به نظر اصلاحات نادرست بود و طبع جامعه هم آن را نمی پذیرفت به نام اصلاحات مطرح شد.

اصلاحات از اخلاق دفاع می کرد و نمی شد به نام اصلاحات رقیب و طرف خود را به هر عنوان که اراده کنیم متهم کنیم امری که متأسفانه امروز با وضعی بدتر نه تنها در جامعه رایج است بلکه به عنوان ارزش هم قلمداد می شود.

نمی شود اصلاحات را پذیرفت ولی همه چیز و همه کس و حتی نظام را زیر سؤال برد. می شود به همه ارکان نظام از رهبری و قوای مختلف گرفته تا ادارات و دوائر انتقاد و پرسش کرد، ولی تخریب و اهانت هرگز. در حالی که چنین اقدام هایی صورت گرفت و متأسفانه به نام اصلاحات هم تمام شد.

از سوی دیگر برخورد شعاری صرف با امور که فقط می توانست توقعات را بالا ببرد بی آن که امکان برآوردن آن باشد یا اصلا سبب پدید آمدن توقعات بی جا شود نیز مزید بر علت شد و بخش مهمی از جامعه متدین و بسیاری از مسؤولان را نیز نگران کرد و مهم تر این که این نابسامانی زمینه ساز یک جنگ روانی از سوی اقتدارگرایان و افراطیون شد تا در ذهن جامعه چهره ای دگرگون از اصلاحات را القاء کنند و نیز بهانه ای باشد در دست کسانی که با آمدن اصلاحات احساس غبن می کردند تا با اصل اصلاحات برخورد کنند و تصمیم گرفته شد تا ساز و کاری تعبیه شود برای بازگرداندن راه و رسمی که مردم به آن نه گفته بودند و حذف جریان اصلاحات از صحنه قدرت.

این جریان ما را به یاد داستان زمان مرحوم دکتر مصدق می اندازد و لازمه آزادی خواهی مصدق این بود که احزاب و گروه ها بگویند و بنویسند و فعال باشند و از جمله حزب توده که شاید بیشترین حملاتش هم لااقل در برهه ای از زمان متوجه دولت و دکتر مصدق بود، ولی بدخواهان و طرفداران استبداد و استعمار فریاد برآوردند که مصدق کمونیست ها را تقویت می کند و ایران و اسلام در خطر است و این ادعای واهی بود که متأسفانه در خیلی از مردم عادی و حتی رهبران دینی مؤثر افتاد و سبب خالی کردن پشت مصدق شد.

در این دوره نیز بعضی بداخلاقی ها و مطلبی که شاید خود گویندگان آن هم اصراری نداشتند که اصلاح طلب نامیده شوند به نام اصلاحات بیان شد و یک جریان افراطی و تندرو و یک بعدی نگر که حیاتش در ایجاد چالش های سیاسی و دروغ پردازی و جنگ روانی است و فقط به حذف می اندیشد با هیاهو و مغالطه فراوان این مطالب را به حساب اصلاحات گذاشت و همه اصلاح طلبان را نیز دارای چنین بینش و گرایشی به حساب آورد و حتی بعد از انتخابات اخیر ریاست جمهوری که مردم واقعا رفتار مدنی و بی خشونت و با رعایت ادب و موازین مردم سالاری داشتند و به علت رفتار نادرست عده ای ساختار شکن که نسبتی هم با مردم معترض نداشتند متهم کردند که ساختار شکن اند، ضد امام حسین و ضد امام خمینی و آلت دست اجانب هستند.

به هر حال لازمه آزادی بروز سخن ها و مواضع متفاوت است، ولی ما در این که حساب اصلاحات واقعی را از بسیاری از حرف و سخن ها و رفتارهای نادرست مجزا کنیم چندان موفق نبودیم و طرف مقابل هم در جنگ روانی و سفسطه و تلاش برای حذف رقیب توفیق هایی داشت و اصلاحات و بیش از آن مردم آسیب دیدند.

البته همه مشکل از اینجا نیست ولی این یکی از عوامل است.

اصلاحات اصولی داشته که کم و بیش روشن است. در درون نظام است و تقویت آن را با جلوگیری از تحریف ها و انحراف ها و تغییر سیاست ها و رفتارهایی که با موازین مورد نظر مردم که در انقلاب بوده و با معیارهای قانون اساسی می خواند و این جریان حذف شدنی نیست هر چند اجازه حضور در عرصه رسمی قدرت را نداشته باشد.

بیرون کردن امور از دست رویکرد اصلاح طلب به هیچ وجه به معنی پیروزی طرف مقابل نیست. زیرا پیروزی واقعی حاصل ابتناء حرکت و اداره کشور بر اراده آزاد مردم و اقناع آنان است. تردید نکنیم که دیر یا زود باید به آن برگشت و در غیر این صورت جامعه با تلاطم ها و زیان های بزرگ مواجه خواهد بود و بیش از همه نظامی که با خون پاک ترین عزیزان میهن آبیاری شده است لطمه خواهد دید.

گرچه هیچ گاه نباید نومید شد، چنان که ملت ما در تمام این دوران بلند نومید نشده است و انتظار بوده است که شاهد تحول در رویکردهای جاری، بخصوص حبس و حصرها و ایجاد محدودیت ها بر خلاف قانون اساسی و روح انقلاب باشیم تا جامعه بار دیگر نشاط لازم را در جهت ساختن کشور، رسیدن به هدف های بلندی که انقلاب داشت و استقرار همه جانبه جمهوری اسلامی به معنی واقعی کلمه با حضور همه نیروها و سرمایه ها باشیم و امیدوارم چنین شود، ولی با تأسف این روزها خلاف آن را می بینیم. تشدید فشار روی زندانیان سیاسی، تنگ تر کردن دامنه حصر و بازداشت ها و احکام جدید بخصوص نسبت به بانوان که گرفتاری آنان آسیب بیشتری به خانواده و جامعه می زند.

ولی به هر حال برای ما که مؤمن به انقلاب و طرفدار جمهوری اسلامی هستیم و خواستار پیاده شدن کامل قانون اساسی و پیشرفت همه جانبه کشوریم باید با صبوری بدون آن که راه را گم کنیم پیش برویم و خداوند هم ان شاء الله یاری خواهد کرد.

باید با تکیه بر مبانی و مطالبات اصلی بکوشیم تا ادعاها و تقاضاها را به روز کنیم و نیز از هیچ گونه تلاش برای رفتن به سوی فضای باز و امن برای همه و فضایی سیاسی و غیرامنیتی دست بر نداریم و تا آنجا که ممکن است بتوانیم به نوعی تفاهم و تعامل نیز دست یابیم.

علاقمند بودم مقایسه ای بکنم با آن چه در دولت اصلاحات رخ داد و کارهای بزرگی که در عرصه های اقتصادی، علمی، سیاسی و بین المللی صورت گرفت با آن چه طی این سال ها رخ داده است و میزان انطباق هر کدام با سند چشم انداز و نیز سیاست های کلی ابلاغ شده که آن را به مجالی دیگر موکول می کنم.

والسلام علیکم و رحمت الله"

 

پیش از انتشار رسمی این خبر در سایت سید محمد خاتمی مطالبی به عنوان سخنان رئیس جمهوری سابق ایران در نشست با جوانان نقل شده که استنباط شخصی افراد بوده و به هیچ وجه دقیق و صحیح نیست. دفتر سید محمد خاتمی ضمن انتشار متن کامل سخنان ایشان ابراز امیدواری کرده است که عزیزان در فضای رسانه ای و مجازی در نقل مطالب با دقت و مسؤولیت بیشتری اقدام نمایند.  


همشهری اردکانی ! در مصرف آب صرفه جویی کنیم

تاریخ انتشار: یکشنبه 1391/02/31 - ساعت 13:13 - سید حسین پایدار اردکانی - ارسال به فیس‌بوک

چند وقتی است، که کیفیت آب شرب اردکان، به شدت افت کرده و طعم و مزه نه چندان دلچسب آب آشامیدنی موجود، مذاق شهروندان را آزار می دهد. گرچه شاید این کیفیت آب، همانی باشد که سالها قبل از اینکه خط لوله زاینده رود به استان یزد بیاید نیز از آن بهره می گرفتیم، اما عادت کردن ذائقه ما به آب شرب با کیفیت بهتر، باعث شده که نوشیدن این آب، اکنون برایمان خوشایند نباشد.

در تماسی که دقایقی قبل با اداره آب و فاضلاب شهری اردکان گرفتم، معاونت محترم این اداره در پاسخ به سوال اینجانب در خصوص وضعیت آب آشامیدنی اردکان گفت:

" آب اختصاص یافته برای اردکان از محل خط لوله انتقالی از زاینده رود، 180 لیتر در ثانیه است که هم اکنون و در ابتدای خرداد ماه، مصرف شهر اردکان، 250 لیتر ، یعنی 70 لیتر بیش از کل سهمیه اختصاصی است و پیش بینی میشود با فرارسیدن ماههای خرداد، تیر و مرداد، این مصرف به 300 تا 350 لیتر در ثانیه نیز افزایش یابد که با توجه به کمبود شدید آب، شاهد افت بیشتر کیفیت آب آشامیدنی در آینده خواهیم بود."

وی افزود:

" هم اکنون، 4 حلقه چاه آب شهر اردکان، در حال کمک به خط انتقالی آب زاینده رود برای جبران کمبود آب است و اگر این روند مصرف ادامه داشته باشد، بایستی برای جبران کمبود، هر 12 حلقه چاه آب موجود به مدار اضافه شود و این یعنی کاهش کیفیت آب آشامیدنی شهروندان اردکانی."

وی همچنین هشدار داد که تداوم این روند و حرکت صعودی مصرف آب در اردکان طی ماههای آینده، میتواند به معضلی جدی در تامین آب شهروندان بدل شود.

این مقام مسئول در اداره آبفای اردکان در پاسخ به این سوال که: "آیا آب انبارهای شهر اردکان، برای پیش بینی کمبود آب و خدمات دهی به مردم در موقع اظطراری ، آب گیری شده اند یا نه؟" گفت:

" به دستور فرمانداری اردکان و به علل بهداشتی، از آب گیری آب انبارهای سطح شهر خودداری شده است."

پ.ن:

به نظر می رسد، بحران تامین آب آشامیدنی سالم و با کیفیت در اردکان، در حال جدی شدن است. این در حالیست که هنوز مشخص نیست که خط لوله دوم انتقال آب به استان یزد، چه سرانجامی خواهد داشت؟ آنچه از دست مسئولین بر می آید، مدیریت بهتر منابع آب با توجه به پتانسیلهای استان یزد و تسریع در امر انتقال خط دوم آب به این استان است. آنچه از دست مردم هم بر می آید، صرفه جویی و استفاده بهینه از آب آشامیدنی، برای کاهش مصرف و کمک به عبور از این وضعیت در ماههای گرم سال است.

به نظر میرسد در استانی مثل یزد که وضعیت تامین آب شرب، بحرانی است، باید جایگزین مناسبی برای کولرهای آبی پیدا کرد. شاید نیمی از آب مصرفی ماههای گرم سال این استان، به خاطر استفاده از کولرهای آبی است. این مهم، باید در دستور کار مسئولین و نهادهای ذیربط قرار گیرد.

اما در خصوص دستور فرمانداری برای عدم آبگیری آب انبارهای اردکان:

قدیمی ها بهتر می دانند که اگر آب انبار مدتی بدون آب بماند تنوره آن خواهد شکست. این دستور یعنی حکم قتل این بناهای تاریخی و میراث معنوی ما اردکانیها که اجداد ما برای ساخت و بهره گیری از آنها خون دل خورده اند. علاوه بر این چرا با " گند زدایی" مناسب و رعایت نکات بهداشتی سعی در استفاده از این پتانسیلهای بومی خود نمی کنیم و فقط می کوشیم تا صورت مساله را پاک کنیم؟ امیدوارم جناب آقای کمالی - فرماندار محترم اردکان- با همکاری شبکه بهداشت و درمان شهرستان در این دستور تجدید نظر نمایند.


بدون شرح

تاریخ انتشار: شنبه 1391/02/30 - ساعت 20:27 - سید حسین پایدار اردکانی - ارسال به فیس‌بوک

                         


مدعیان، بخوانند

تاریخ انتشار: شنبه 1391/02/30 - ساعت 9:32 - سید حسین پایدار اردکانی - ارسال به فیس‌بوک

                                          

حضرت آیت الله خامنه ای، اخیراً در دیدار با جمعی از ایثارگران سالهای دفاع مقدس، در جملاتی، دیدگاه خویش پیرامون " مسئولیت پذیری" و " پاسخگویی" کسانیکه در نظام جمهوری اسلامی و در بخشهای مختلف، دارای پست و سمتی هستند را به نحوی شایسته بیان کرده اند.:

"... اگر کسی بتواند با رعایت تقوا، گام بردارد و تصمیم بگیرد، زمینه تعالی معنوی و پیشرفت مادی فراهم می‌شود.... با گناه نکردن نیمی از راه پیموده می‌شود، البته گناه کسانی که مسوولیت سیاسی، اجرایی، مدیریتی، تبلیغی و مذهبی دارند، به مراتب ابعاد وسیع تری پیدا می‌کند...."

تفکر عمیق در این جملات و باز نگری در رفتار و کردار و گفتار و نوشتارخود را به همه کسانیکه در سمت  های اینچنینی ، ادعای ولایت مداری و پیروی از رهبری دارند را توصیه می کنم.


نامه ای به مادرم//سيده مريم خاتمی

تاریخ انتشار: جمعه 1391/02/29 - ساعت 19:29 - سید حسین پایدار اردکانی - ارسال به فیس‌بوک

*سیده مریم خاتمی، همسر مرحوم حجه الاسلام والمسلمین محمد علی صدوقی و همشیره  اندیشمند فرزانه دیارمان جناب حجه الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی و صبیه معلم اخلاق، حضرت آیت الله خاتمی(ره) است. وی در اردیبهشت 90 و در سالروز نودمین سال تولد والده ماجده شان، طی نامه ای با " مادر" به گفتگو نشسته است که متن کامل این نامه شیوا و دلنشین را با هم قرائت می کنیم:

"از مشبك های رنگارنگ يك پرتو فتاد
كفر و دين ، دير و حرم شد ، سبحه شد زنار شد
ساقی روز ازل يك جرعه ای بر خاك ريخت
تاك شد ، انگور شد ، می شد ، نصيب يار شد
 
عالم تجلی حق و نشئه ای از وجود اوست . تجلی خداوند در اين خاكدان برای شناخت ما آدميان و رسيدن به اوست و همه چيز به او بر مي گردد و چيزی جز او نيست . خداوند برای نشان دادن عطوفت خويش موجودی را به نام مادر برگزيده است . تجلی مهر و عطوفت حق تعالی در دل مادر ، او را موجودی مقدس و ملكوتی قرار داده است . زيرا دل مادر كانون محبت حق تعالی است .
 
مادر عزيزم!
امروز در آستانه ی 90 سالگی عمر پربركت تو هستيم . چگونه خداوند را سپاس گوييم كه بر ما منت نهاده و پدر و مادری استثنايی را به ما عطا فرموده است. چگونه مي توان شكر اين نعمات را بجای آورد؟ و چگونه  مي توان درباره مادری كه آيت حق است سخنی به ميان آورد . كسی كه خداوند اطاعت او را بعد از اطاعت خويش حتی قبل از اطاعت از رسولش قرار داده است ؟
 
مادرم!
وقتی زندگی تو را مرور مي كنم و سختی ها و مشقت های تو را می نگرم احساس شرمندگی در حضورت جانم را تسخیر می­کند . تويی كه زندگی ساده و محقرانه پدرم را در برابر همه زر و زيور های زندگی برگزیدی و هميشه نيز به آن افتخار هم مي كردی . هرگز حتی يك باردست نياز پيش پدرت دراز نكردی و با قناعت و كار طاقت فرسا بار زندگی را به دوش كشيدی .  در کودکی بارها شاهد كار طاقت فرسای تو و مادربزرگم (كه او نيز يكی از نعم الهی در خانه ما بود)  با چرخ ريسندگی بودم كه پنبه ها را با سرعت به نخ تبديل می كردی و با مزد اندكی كه می گرفتی اندكی از بار زندگی را كه بر دوشت بود سبك می كردی . شب های سرد زمستان كه فقط در يكی از اطاق های خانه يك بخاری ( چوبی) بود ، گرمای وجود تو و پدرم خانه ما را گرمترین نقطه­ی عالم می ساخت . شب های بلند زمستان تو با خونسردی تمام وصله بر لباسها و جوراب هايمان مي زدی . اين وصله ها هرگز برای ما ننگ نبود ، چراكه ما نيز مثل اكثر مردم شهرمان زندگی می كرديم و تافته ای جدا بافته نبوديم .
مادرعزيزم!
توانايی و قدرت تو در كارهای سنگين آنچنان بود که گاهی كارگران نیرومندی  كه در مقابل آن عاجز بودند، حیران می­ماندند.
سهم تو هميشه از غذا كمترين و از كارها بيشترين بود. تو تنهايی از عهده كارچندين نفر بر می آمدی . در عجبم كه اين توانايی تو از كجا حاصل می شد ؟ شايد دلجويي ها و نوازش های پدرم و عذرخواهی های او از اينكه در خانه اش تحمل اينهمه زحمت را می كنی به تو  قدرت و شهامت می داد .
 
مادر دوست داشتنيم !
اكنون اگر چه دستها و پاهای قوی تو خسته و فرسوده گشته ولی چه باک که ذهن و فكر و وهوش تو هنوزبسان جوانان پویا است . شايد علتش اينست كه در عين كار طاقت فرسا هرگز عبادت تو ترك نمی شد .
 در تابستان ها كه فرصت بيشتری بود تا ما در خانه باشيم شاهد بوديم كه تو بعد از خستگی و عرق فراوانی كه از فرط كار و گرما بر سر و رويت جاری بود گوشه ای را انتخاب كرده و به دعا و نيايش حق مشغول بودی .
الان هم انس تو با قرآن و دعاست كه تنهايی و درد تو را تسكين مي بخشد .
 
مادر عزيزم !
مطمئن باش كه خداوند بندگانش را در تحمل سختی ها و رنجها بی پاداش نمی گذارد . دنيا صحنه امتحان حق است و تو از اين امتحان پيروز بيرون آمده ای و انشاالله تا آخرين لحظه زندگی ات مورد عطوفت حق قرار گيری و زندگی تو برای خودت و ما پر بركت و افتخار آميز باشد .
برای تو همين بس كه فرزندی را تحويل جامعه دادی كه افتخار تو و افتخار مردم ايران شد . هم او كه وارث صبوری و بردباری و آزادگی پدر و تحمل رنج و تعب تو و نجابت و تواضع و مردمداری هر دوی شماست . او كه در مقابل جفاها و نامردمی ها خم به ابرو نياورد و همه دردها ، فغانها و اشك هايش را در پس پرده لبخندی به مردم تحويل داد تا شاهد غم و رنج مردمی كه عاشقانه و بی هيچ چشمداشتی دوستش داشتند و دارند نباشد.
محمد از شما و پدرم ياد گرفته بود وفا كردن و ملامت كشيدن را.
 
مادرعزيزم!
امروز نام تو مادر نمونه و ارزشمند دركنار نام بلند سيد محمد خاتمی بر تارك اين مرز و بوم می درخشد و جاودانه ی تاريخ پر افتخار ايران عزيز خواهد ماند . انشاالله. تنها خواهش عاجزانه من اين است كه خطاها و قدرناشناسي های اين كمترين فرزندت را با مهربانيت مورد بخشش قرار دهی و برايم دعا كنی كه به دعای تو سخت محتاجم .
فرزند ناقابل شما ؛ مريم خاتمی 
سوم ارديبهشت 1390

پی نوشت: در روز تولدت هديه ای كه مناسب تو باشد نيافتيم . تنها می توانيم بر دستها و پاهای خسته تو بوسه زنيم و خاك پايت را طوطيای چشمانمان سازيم و عطر بهشت را از خاك پايت استشمام كنيم؛ چرا كه به گفته آن رسول راستين اسلام :  الجنة تحت أقدام الأمهات.

**سیده مریم خاتمی چهارمین فرزند سکینه ضیایی اردکانی و آیت الله سید روح الله خاتمی و همسر مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمد علی صدوقی ، در 16 اسفند 1327 در اردكان متولد شد. دوره ابتدايی را در اين شهر فرا گرفت. در آن زمان دبيرستان دخترانه‌ای در اردكان وجود نداشت ولی علاقه‌اش به تحصيل و نيز تشويق پدرش به مطالعه آزاد و فراگيری علم، سبب شد تا آيت‌الله خاتمی در سال 1346 او را به اصفهان نزد برادرش حجت‌الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمی كه آن زمان در اصفهان مشغول تحصيل بود، بفرستد. همچنين او در مدت 12 سالي كه در قم اقامت داشت صرف و نحو عربی را آموخت. در سال 1347 در دانشگاه تهران پذيرفته شد و در رشته فلسفه به تحصيل پرداخت. علاقه به ادامه تحصيل، وی را دوباره به دانشگاه كشاند و در سال 1382، تحصيلات كارشناسی ارشد در رشته عرفان اسلامی را به پايان رساند. مریم خاتمی در سال 1349 با شيخ محمدعلی صدوقی فرزند آيت‌الله محمد صدوقی ازدواج كرد كه حاصل اين پيوند 3 فرزند دختر و يك پسر است.


*شب، سکوت، کویر

تاریخ انتشار: جمعه 1391/02/29 - ساعت 12:6 - سید حسین پایدار اردکانی - ارسال به فیس‌بوک

چایی با طعم دود و هیزم!- کاری از سه جوان برومند اردکانی: داود شجاع الدینی- حسین حائری و سید مجتبی اکرم زاده

عکس از : بهزاد احمدیه اردکانی

پنجشنبه شب مورخ 28 اردیبهشت ماه، هفتمین برنامه دوچرخه سواری جمعی از اعضاء انجمن حامیان میراث کهن اردکان و تعدادی از فعالین مجازی شهرستان، - البته در دل شب- برگزار شد. مسیر، از میدان آیت الله خاتمی(ره) تا محوطه تاریخی زردگ بود. مثل هفته های گذشته.

جاده منتهی به زردگ که از دل جنگلهای پسته شمال اردکان می گذرد، این وقت سال، بسیار زیبا و خوش آب و هواست. سکوت کویر، در میان پسته زارها و شب، که خود، آرامش بخش است و ستاره هایی که در آسمان کویر، نزدیک تر از هر جای دنیا به شما سلام می کنند، شکوهی خاص به این برنامه گروهی بخشیده بود.

سفارش کرده بودم که همه دوستان، دوچرخه های خودشون رو مجهز به چراغ خطر جلو و عقب بکنند که خدای نکرده در طول راه مشکلی پیش نیاد. گرچه برخی، خیلی این حرف رو جدی نگرفته بودن!

تاریکی مطلق مسیر، کمی دردسر ساز شده بود. دوچرخه هایی که چراغ جلو داشتند، در پیشانی گروه حرکت می کردند تا به موتور سواران و اتومبیلهایی که از مقابل میومدند، هشدار بدهند.

پنجشنبه شب بود و این جاده، شلوغ تر از شبهای دیگر. برخی این مسیر را  برای رفتن به روستای توت انتخاب کرده بودند و برخی هم برای رفتن به زردگ.

چند سالیست که در محل مسجد قدیمی زردگ، پنجشنبه  شبها دعای کمیل می خوانند و با شام مختصری از حاضرین پذیرایی می کنند.

حدود ساعت 21:15 دقیقه از اردکان راه افتادیم و با طی مسیر خیابانهای داخل شهر و از راه خیابان کوشکنو، به جاده زردگ رسیدیم و از آنجا مسیر را تا خود زردگ، رکاب زدیم. در طول راه، افرادیکه با موتور و ماشین از کنارمان می گذشتند، بوقی می زدند و خداقوتی می گفتند و رد میشدند. حدود ساعت 22  بود که به زردگ رسیدیم. از جاده آسفالته که به درون جاده خاکی و باریک فرعی منتهی به زردگ پیچیدیم، صدای ضعیف بلندگوی مسجد که نشان از قرائت دعای کمیل می داد، نظرمان را جلب کرد. تقریباً انتهای دعا بود. حدود 15 – 20 نفری برای حضور در مراسم دعای کمیل آمده بودند. زن و مرد. ما هم همین حدود بودیم.

تعدادی از دوستان، با اتومبیل جلوتر رفته بودند و بساط چایی هیزمی را فراهم کرده بودند. دستشان درد نکند. عجب چایی شده بود بعد از آن دوچرخه سواری شبانه.

به محض ورود از سوی متولی مسجد، خوش آمدگویی  منحصر به فرد و گرمی صورت گرفت که همه ما را ذوق زده کرد! دو سه ساعتی ، پشت دیوار مسجد، دور هم نشستیم و از هر دری سخنی گفتیم. شب خاطره انگیز و به یادماندنی ای بود. جای همه دوستان خالی.

و برای من، باز هم حسرت محجور ماندن این مکان زیبا و تاریخی و عدم استفاده از پتانسیل های عظیم آن در جذب گردشگر و درامدزایی و اشتغال آفرینی برای اردکان، در دل ماند. به امید روزی که از داشته هایمان به بهترین نحو استفاده کنیم.

*شب، سکوت، کویر. اسم آلبومی زیبا از شهریار موسیقی ایران زمین،" استاد محمد رضا شجریان".


مرگ يكي از نويسندگان بزرگ سبك رئاليسم جادوئي

تاریخ انتشار: پنجشنبه 1391/02/28 - ساعت 19:52 - سید حسین پایدار اردکانی - ارسال به فیس‌بوک


كارلوس فوئنتس نويسنده برجسته مكزيكي در سن 83 سالگي از دنيا رفت. اين خبري بود كه بسياري از منتقدان ادبي و ادب دوستان را شوكه كرد.

كارلوس فوئنتس را يكي از سه راس برجسته سبك رئاليسم جادويي آمريكاي لاتين دانسته اند.سبكي بعد ها در آثار ماريو بارگاس يوساي ژرويي به تكامل رسيد و در نهايت توسط گابريل گارسيا ماركز به اوج قله افتخار و محبوبيت جهاني دست يافت كه شايد شاخص ترين اثر اين سبك را بتوان رمان برجسته صد سال تنهايي برنده جايزه نوبل ادبي 1984 دانست.اين سبك كه با تلفيقي از اساطير محلي و سرخپوستي امريكاي لاتين با تحولات و زندگي روزمره اين منطقه اميخته شده و داراي دو رويه واقعيت و رويا مي باشد ، خيلي زود جاي خود را در ميان ادب دوستان و خوانندگان جهان باز نمود.كارلوس فوئنتس بر خلاف بسياري از نويسندگان بزرگ كه با فقر و حرمان به مدارج عاليه نويسندگي دست يافته اند ، در يك خانئاده ديپلمات مكزيكي در پاناما به دنيا آمد و تا 16 سالگي بواسطه ماموريت هاي شغلي پدرش در بسياري از نقاط دنيا زندگي نمود. اين 16 سال اقامت مداوم در بخش هاي مختلف امريكاي شمالي و اروپا دو فايده مهم براي زندگي او داشت : يكي اينكه علاوه بر زبان مادريش بر چند زبان ديگر دنيا بويژه انگليسي تسلط پيدا كرد و ديگر اينكه با بسياري از روندهاي زندگي اقليت هاي نژادي و مذهبي در اين كشورها آشنا شد كه بعد ها دست مايه بسياري از آثارش شدند.كارلوس فوئنتس اگرچه از منظر سياسي و ادبي چپ گرا شناخته مي شد و يكي از حاميان انقلاب كوبا و شخص فيدل كاسترو بود ولي هيچ ابائي هم نداشت كه از سياست هاي سختگيرانه دولت كوبا در برخورد با نويسندگان انتقاد نكند.او همچنين هميشه چاوز را با لقبي چون موسيليني مناطق حاره يا گرمسيري مخاطب قرار مي داد كه بعد از يك دوره آزاديخواهي راه و مرام موسيليني را در ايجاد يك حكومت فاشيستي ادامه داده بود.

فوئنتس در آثار و گفتگوهاي خود بارها به اين موضوع اشاره كرده كه شكفته شدن ذوق و قريحه ادبي اش را مديون دو مادر بزرگ سفيد پوست و سرخپوستش است كه با نجوا كردن لالايي هاي مداوم در ننوهايي كه او در آنها به خواب مي رفت ، اين زمينه هاي ادبي را در او متجلي نمودند كه البته اين موضوع را در خاطرات گابريل گارسيا ماركز هم مشاهده نموده ايم.

كارلوس فوئنتس در داخل مكزيك هم با مخاطراتي روبرو بود و با حزب حاكم بنياد انقلابي به صورت علني مخالفت مي كرد كه اوج اين مخالفت ها و اعتراض را مي توان در سال 1968 و در روند سركوب قيام دانشجويان مكزيكي دانست. درادامه روندهاي اعتراضي او به سيستم حاكم دولت مكزيك او از سفارت مكزيك در فرانسه نيز استعفا داد.

فوئنتس در ايران چندان هم ناشناخته نيست و شايد مشهور ترين اثر او كه به فارسي ترجمه شده ، كتاب مرگ آرتميو كروز با ترجمه شيواي مهدي سحابي باشد كه در ايران طرفداران زيادي دارد و موضوع آن به زندگي يك انقلابي جسور مي پردازد كه بعد از رسيدن به قدرت و مقام راه ديكتاتوري و آن مواضعي را كه قبلا با آن مخالف بوده است را در پيش مي گبرد

از آثار ادبي فوئنتس اقتباس سينمايي هم به انجام رسيده است . رمان گرينگوي پير او با بازي گزنهده ياد گريگوري پك و چند بازيگر شاخص هاليوود بسيار مورد استقبال واقع شد و موضوع آن روندهاي انقلاب مكزيك بود.

كالدرون رئسي جمهور مكزيك و فرانسوا اولاند رئيس جمهور منتخب و جديد فرانسه نيز در پيام هايي مرگ او را فاجعه اي دردناك براي ادبيات جهان ارزيابي كرده اند.

كارلوس فوئنتس از نويسندگان محبوب دوران جواني و كتابخواني من بود و شايد مرگ او سراغاز تحولاتي نه چندان خوشايند در روند سبك رئاليسم جادويي باشد چرا كه ديگر اسطوره هاي اين سبك نيز در سال هاي كهن سالي عمر خود به سر مي برند.به تمام دوستان توصيه مي كنم كه كتاب مرگ ارتميو كروز اثر سترگ اين نويسنده را بخوانند و لذت ببرند.

محسن ميرجاني ارجنان

 عضو انجمن حاميان ميراث كهن اردكان


جالبه!!

تاریخ انتشار: چهارشنبه 1391/02/27 - ساعت 23:15 - سید حسین پایدار اردکانی - ارسال به فیس‌بوک

خیلی جالبه! من اگر خودم هم در طول روز این وبلاگ رو به روز نکنم، دوستانی هستند که در وبلاگهای مختلف شهرستان، تبلیغ این وبلاگ رو مفت و مجانی به عهده دارند و نمیگذارند که نام این حقیر و این وبلاگ، از زبون و قلم بیفته. بی نهایت ممنونم ازتون.

 منتهی خوب، " هر کسی از ظن خود شد یار من..." این ایرادی نداره و قابل اغماضه. 

خوش باشید دوستان ! همتون رو دوست دارم و برای سلامتیتون دعا می کنم. 


یک خانواده اردکانی

تاریخ انتشار: سه شنبه 1391/02/26 - ساعت 17:28 - سید حسین پایدار اردکانی - ارسال به فیس‌بوک

امروز ، روزجهانی خانواده نام گرفته. نهادی که، به نظرم، مهمترین نهاد اجتماعیه. با کارکردها و جایگاه خاص خودش که هیچ چیز و هیچ کس هم نمیتونه جای این نهاد رو بگیره.

پدر، مادر، فرزند. این شاید محسوس ترین تصویر از یک خانواده باشه، گرچه علمای جامعه شناسی، حتی وجود زوجین زیر یک سقف بدون فرزند رو هم خانواده می دونند.

اما فکر می کنید اینجا ، توی اردکان، خانواده چه نقشی در شکل  گیری تحولات اجتماعی بازی می کنه؟ اصلاً جایگاه خانواده در اردکان کجاست؟ قدیم چه طور بود؟ حالا چه طوره؟ یک خانواده ایده آل اردکانی باید چه طور باشه؟ آیا واقعاً در اردکان، خانواده هنوز اون نقش محوری و قداست خودش رو برای ما داره؟

من که یادم نیست، اما پدرم همیشه تعریف می کنه که قدیما، چند تا خانوار توی یک خونه زندگی می کردن. حالا زیر یک سقف واحد هم اگه نبودن، ولی توی یک خونه بودن. شاید بخشی از این، به علت وضعیت نامساعد اقتصادی و یا نوع زندگی اون زمون و همچنین روابط گرم تری که بین خانوا ده ها حاکم بوده، باشه.

مثل حالا، تجملات، توی خانواده ها غوغا نمی کرده. سادگی و صمیمیت و بی ریایی حرف اول رو میزده. همه در یک سطح بودن. اگه داشتن، همه داشتن و اگه نداشتن، همه نداشتن. تفکرات و نوع نگاه آدما هم با الان، متفاوت بود. بدبینی حاکم نبود، حسد و چشم و هم چشمی مثل حالا توی خانواده  ها رسوخ نکرده بود. شبای سرد زمستون، زیر یک " کلک کرسی" میرفتن و شام اعیونیشون، شلغم بود و چغندر. منتهی دلشون خوش بود و نگاهشون به زندگی، طوری بود، که با همین کمبود امکانات، به بهترین نحو، سر می کردن. البته فقر و گرفتاری و مشکلات هم بوده ، منتهی چون توقعات پاییین بوده و چون هنوز تجملات و انتظارات آنچنانی به زندگی اردکانیها سرک نکشیده بوده، راحت تر و آروم تر زندگی می کردن.

خانواده، در اون سالها، نقش محوری رو بازی میکرد. معمولاً خانواده های اردکانی، پر جمعیت بود. دخترا توی خونه یا قالی بافی می کردن و یا " کار" می بافتن. خود من، 6 تا عمه دارم که همشون زمونیکه توی خونه بودن، قالی بافی می کردن. ( کسی می دونه حالا هیچ کی تو اردکان قالی می بافه؟!!!!) پسرا هم که همراه پدر. یه مثل معروفی هست تو اردکان که میگه" کار پشته، نصفیش کرده" یعنی کاری که از اصل و نسب آدم به آدم ارث برسه، انگار نصف اون، بدون آموزش و یادگیری به آدم متقل شده.

از بحث خارج نشیم. این یه نمای کلی از خانواده اردکانی در سالهای گذشته هست. با ورود مدرنیته به شهر کوچک و سنتی اردکان، نهاد خانواده هم از تغییر در امان نموند. فکر کنم، اولین تغییرات ، گریبان خانواده رو گرفت که به جامعه هم سرازیر شد.

دستیابی به تکنولوژی اعم از تلویزیون و رادیو و اینترنت و روزنامه و ماهواره و دهها وسیله ریز و درشت دیگه، زندگی خانواده ها رو دگرگون کرد. سبک زندگیها متفاوت شد. باغات، کم شد. کشاورزی از رونق افتاد. کارهای خدماتی ، مثل پشت میز نشینی و کارهای اداری، جای کشاورزی و دامداری رو گرفت. بعد کم کم، ورود صنعت به اردکان، باز هم جلوه های دیگه ای از تغییر رو در این شهر، رقم زد. و همه اینا تاثیرات مستقیم خودش رو روی خانواده های اردکانی می گذاره.

روی ساعات کاری پدر یا احیاناً مادر. اینکه چه قدر از وقتشون رو میتونن با بچه ها و دور هم باشن. مسئله خیلی مهمی که شاید اون رو جدی هم نگیریم. بچه، گاهی نیاز داره که با پدرش بشینه و کارتون ببینه. گاهی نیاز داره که شما براش کتاب بخوونین. گاهی نیاز داره باهاش بازی کنین.  و...

همه اینا، خانواده های اردکانی رو داره تهدید میکنه. اگر اون صمیمیتهای گذشته در خانواده ها وجود نداره، اگر سلسله مراتب خانوادگی درست طی نمیشه، اگر بچه ها مثل قدیم، احترام بزرگتراشون رو نگه نمی دارن، اگر خانه و خانواده به جای اینکه مامنی باشه برای آدما به یک محیط کسل کننده بدل بشه، همه اینا زنگ خطر رو برای ما به صدا در آورده.

اما اینجا اردکانه. با پشتوانه قوی فرهنگی و دینی و نقش آفرینی پدرا و مادرای عزیزی که براشون، خانه و خانواده از هر چیز دیگه ای مهم تره. اونا میدونن که مهمترین نهاد اجتماعی ، خانواده است. این خانواده درسته که انسان درست و سالم رو تحویل جامعه میده و به تبع اون، جامعه هم سالم میشه.

خواهش من از همه والدین اینه که بیشتر مراقب بچه هامون باشیم. خواسته هاشون رو توجه کنیم. باهاشون حرف بزنیم. باهاشون بیرون بریم. باهاشون دوست باشیم. نگذاریم خانواده به بیراهه بره. نگذاریم این نهاد کوچیک اجتماعی، نقش و کارکرد خودش رو از دست بده. گویش اردکانی رو توی خانواده ها فراموش نکنیم. به فرهنگ و تاریخ غنی خودمون توی خانواده اهمیت بدیم. بچه هامون رو با آثار تاریخی و نقاط دیدنی شهرمون آشنا کنیم. با وجود همه مشکلاتی که هست، اما هر چند شب یکبار، با خانواده، بیرون بریم. دور هم باشیم. سر زدن به پدر و مادرامون رو همراه بچه هامون فراموش نکنیم. به اونا یاد بدیم که ارزش واقعی یک خانواده خوب، به احترام گذاشتن و ادب و اخلاق داشتنه. بگذاریم، این نهاد اجتماعی فوق العاده مهم، در اردکان نقش و جایگاه خودش رو داشته باشه.

همه جوامعی که به نوعی به سمت انحطاط رفتن، از  بنیان ضعیف خانواده هاشون رنج می برن. تلاش کنیم، محیط خانواده رو اروم و کم تنش نگه داریم. هم زن و هم مرد، در این مورد باید مسئولیت پذیر باشن. بچه هامون، همونجوری بار میان، که ما خواسته باشیم. مطمئن باشیم که اگر تلاش کنیم، خدا هم با ماست.


روز جهانی خانواده گرامی باد

تاریخ انتشار: سه شنبه 1391/02/26 - ساعت 9:16 - سید حسین پایدار اردکانی - ارسال به فیس‌بوک

خانواده  یک گروه خویشاوندی است که در اجتماعی کردن فرزندان و برآوردن برخی نیازهای بنیادی دیگر، مسئولیت اصلی را به عهده دارد. خانواده مرکب از گروهی از افراد است که از طریق خون،  ازدواج  یا فرزند خواندگی به یکدیگر مربوط و منسوب بوده، برای مدتی طولانی و نامشخص با هم زندگی می کنند. تصویر قالبی ما از خانواده که از  شوهر ،  زن  و  فرزندان  تشکیل می شود، چنانچه ساخت  خانواده  را در سراسر تاریخ زندگی بشر مورد ملاحظه قرار دهیم، نمونه چندان جامعی نیست. باید توجه داشته باشید که از فرهنگی به فرهنگ دیگر، تنوع بسیاری در ساخت  خانواده  ملاحظه می شود و این تنوع ممکن است به صورت های بسیار گوناگونی در جامعه های انسانی وجود داشته باشد.

تغییرات ساختی در خانواده های عصر جدید، حاصل کوچک شدن حجم خانوار، دگرگونی در وجهه نظرها و برداشت ها از مسئله طلاق و دگرگونی هایی است که در  نقش مرد  و زن به وجود آمده است. کاهش حجم خانواده، خود تحت تأثیر چند عامل بوده است. یکی از این عوامل تغییر در نقش  فرزندان  است که با حرکت از جامعه اساساً کشاورزی محدود، به جامعه وسیع شهری و صنعتی همراه بوده است. همانطور که قبلاً  ذکر شد،  کودکان  جامعه ی شهری و صنعتی، سربار اقتصادی خانواده محسوب می شود و نه کمک کار آنها. عامل دومی که در کاهش حجم خانواده مؤثر بوده است، بالا رفتن مستمر سطح آموزش و پرورش است. جامعه شناسان دریافته اند که زوجی که از سطح بالای  تحصیلات  برخوردارند، گرایش به کاهش تعداد  فرزند دارند، در حالی که در مورد زوج هایی که تحصیلات کمی دارند، چنین گرایشی مشاهده نمی شود. سرانجام ، سومین عامل ، توزیع وسیع وسایل جلوگیری از بارداری و  مشاوره ی خانوادگی  است که به افراد امکان داده است در انتخاب تعداد  فرزندان خود آزاد باشند و حتی اگر هیچ فرزندی نخواهند، برایشان میسر است.

از آنجا که طلاق یک روش پذیرفتنی و پذیرفته برای پایان دادن به ازدواج است ، هر جا که مسئله کودکان مطرح است، تغییراتی در ساخت خانواده ایجاد شده است. وقتی پدر یا مادر خانواده را ترک می کند، کارکردها و مسئولیت های دیگر افراد خانواده باید طوری تغییر کند که بتواند جای خالی او را پر کند...          


یک عکس، یک شرح

تاریخ انتشار: دوشنبه 1391/02/25 - ساعت 20:10 - سید حسین پایدار اردکانی - ارسال به فیس‌بوک

                           مراسم تعزیه خوانی- حضور پرشور مردم در حسینیه کوشکنو اردکان